عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

304

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

مبادا مهبود قربانى حيله‌سازى خوان سالار شده باشد فورا ايستاد و او را كنار كشيده گفت : درست به من بگو كه چه دربارهء مهبود كردى زيرا مطمئنّم كه تو دربارهء او حيله به كار برده‌اى و مسبّب قتل او تو هستى . خوانسالار رنگش پريد و حالش متغيّر شد و اندامش بلرزه افتاد . انوشيروان فرياد برآورد كه اگر حقيقت را نگوئى سرت را از بدن جدا خواهم نمود ! خوانسالار امان خواست و داستان يهودى را نقل كرد . انوشيروان امر داد كه او را يافته فورا حاضر آورند كسان بطلبش شتافتند و چون حاضر آمد كيفيّت جنايت را از او سئوال كرد يهودى در پاسخ گفت : من اين عمل را برحسب امر خوانسالار كرده‌ام . شاه امر كرد كه يهودى را بدار آويزند و خوانسالار را به دو نيم كرده اموال او را ببازماندگان مهبود دهند و از اجراى عملى كه معجّلا در مورد مهبود كرده بود بسيار پشيمان شد . داستان برزويهء طبيب و كتاب كليله و دمنه انوشيروان يكصد و بيست طبيب رومى و هندى و ايرانى در خدمت خود داشت يكى از معروفترين آنان كه ايرانى و اهل مطالعهء كتب و نامش برزويه بود در كتابى خوانده بود كه بر يكى از جبال هندوستان گياه عجيبى ميرويد كه مرده را جان ميدهد . مدام در انديشهء اين گياه و جستن و بدست آوردن آن بود . عاقبت موضوع را به انوشيروان در ميان نهاده استدعاى مرخّصى كرد كه در جستجوى منظور خود برآيد شاه رخصت داده در تهيّهء وسائل سفر او را كمك كرد نامه‌اى هم خطاب بپادشاه هندوستان به دو داد كه در حصول موفقيّت او را كمك كند . برزويه روى بپايتخت هندوستان نمود همين كه رسيد و نامهء انوشيروان را بپادشاه داد مورد نوازش او واقع گشته مخيّر شد كه آنچه در تحصيل منظور خود لازم ميداند كرده ضمنا او را بنواحىاى كه احتمال ميرفت گياه مزبور در آنجا يافت شود اعزام داشت . برزويه از ابراز نهايت جدّيّت و زحمت خوددارى نكرده در چيدن و جمع‌آورى نباتات طبّى و دسته‌بندى و جور كردن آنها رنج وافر برد تا پس از چندى همچنانكه مردم بغداد ميگويند بتواند بگويد : ما زلنا فى لا شئ حتّى فرغنا « 1 »

--> ( 1 ) ما در طلب هيچ جهد وافى كرديم تا از آن فراغت حاصل نموديم .